+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 و ساعت
14:17 |
سلام سلام
میدونم این وبلاگم هم خصوصی شده و هیچ کس جز خودم سراقش نمییاد چون یه جورایی بازدید کننده های خوب و قدیمی رو دایورت کردم به ایمیلم اما امروز یه روز اسنثنایی که اومدم و اپ کردم فردا جمعه تولد منه البته با تولد امام رضا (ع) تقارن پیدا کرده خیلی جالب نه ؟؟؟؟؟
تولدم مبارک
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت
17:51 |
همه چيز درباره خرما خرما ميوه اي است بسيار مقوي كه حاوي مواد معدني زيادي همچون پتاسيم، روي، منگنز، آهن و ويتامين هايA ،B وE است و اين روزها به دليل فرا رسيدن ايام روزه داري، از طرفداران بيشتري برخوردار است و اغلب روزه داران روزه خود را با اين ميوه بهشتي افطار مي كنند. دكتر احمدرضا درستي، متخصص تغذيه و رئيس دانشكده و انستيتو تحقيقات تغذيه و صنايع غذايي كشور در تعريف اين ميوه شيرين مي گويد: در 100 گرم خرما 125 كيلو كالري موجود است و اين در حالي است كه در هر 100 گرم قند، 400 كيلو انرژي موجود است و اين بدين معني است كه مقدار انرژي ناشي از خوردن خرما از قند ساده بسيار كمتر است و بسيار كمتر از قند، افراد را دچار چاقي و اضافه وزن مي كند. به عنوان مثال در 100 گرم قند و شكر معمولي 9/99 درصد خالص آن انرژي زا مي شود؛ در حالي كه در 100 گرم خرما حدود 30 درصد قند موجود است و بقيه آن، حاوي مواد ديگري است كه از جمله اين مواد مختلف، پروتئين است.
به گفته وي، 100 گرم خرما حاوي 5/1 درصد پروتئين گياهي از جنس مرغوب مي باشد. اين متخصص تغذيه با اشاره به اين كه در خرما، مقداري نيز فيبر غذايي موجود است، اظهار مي كند: فيبر موجود در خرما براي سلامت دستگاه گوارش و تغذيه بسيار مناسب است، علاوه بر آن كارتنوئيد يا مواد رنگي در خرماست كه پيش ساز ويتامينA و آنتي اكسيدان محسوب مي شود كه جلوي ضايعات و سرطاني شدن سلول ها را مي گيرد.
دكتر درستي يادآور مي شود: خرما علاوه بر نكات گفته شده، مقدار قابل توجهي فولات و يا همان اسيدفوليك به بدن مي رساند كه جهت خون رساني براي بدن لازم است و زنان هنگام بارداري مجبور مي شوند علاوه بر دريافت فولات از طريق غذا، قرص آن را نيز مصرف كنند.
فولات به عنوان ماده خونساز در خرما موجود است؛ هرچند كه مقدار آهن خرما آنچنان زياد نيست، به همين جهت براي خونسازي بدن احتياج به 3 ماده مغذي فولات، آهن و ويتامين12 B دارد كه در غذاهاي حيواني يافت مي شوند. پس براي اين منظور بايستي از غذاهاي متنوع استفاده كرد.
اين متخصص تغذيه يادآور مي شود: ويتامينC يكي ديگر از مواد مغذي خرماست كه اين ويتامين براي جلوگيري از بيماري هاي خطرناك خونريزي دهنده يا همان اسكوربوت لازم است و بايد بدن هر فرد در طول روز، 60 ميلي گرم ويتامينC دريافت كند كه تقريبا در هر 100 گرم خرما 14 گرم ويتامينC موجود است.
وي درخصوص پتاسيم موجود در خرما خاطرنشان مي كند: پتاسيم در اين ميوه به ميزان قابل توجهي موجود است كه براي جلوگيري از پرفشاري خون و براي كار صحيح عضلات و اعصاب ضروري است كه به هم خوردن آن در بدن، بسيار خطرناك است. علاوه بر آن، خرما حاوي ميزان قابل توجهي منيزيم است كه براي اعصاب و عضلات ضروري است.
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت
13:23 |
سلام به دوستای نداشتم سلام به صداقت پنهان سلام به ماه خدا
امیدوارم از اومدنم تعجب نکرده باشید نیومدم از خودم از دیگران گلایه کنم چون دیدم فایده نداره من و تو که عوض نمیشیم همون آدمیم چاره ای نیست؟! چاره این همه مشکل برای تک تک ثانیه هامون چیست انگار این دنیایی که برامون برنامشو ریخته بودن نیست ما اینجوری قرار نبود زندگی کنیم تو ضمیر ناخود آگاه هیچکدوممون اینا آشنا نیست چرا باید بعضی ها هر چیرو که میبینن میگن دروغ رفتارمون اخلاقمون کارامون درسمون تلوزیونمون روزنامه و کتابامون همه مصنویی و دور از واقعیت شدن دور از حقیقت ...
حقیقتی که شاید وجود نداره جز این که بیام برای برنامه ای بازی کنیم. با خودمون درگیر باشیم و با این درگیری زندگی کنیم آره اینجوری باید باشیم یا نه باید انصاف داشته باشیم و برای این پیشامد ها انگیزه و هدفی از قبل تعیین شده گمان زنیم میدونید کی این هدف رو برامون نوشته من و تو میتونیم عوضش کنیم ؟؟؟ نه اصلش کار من و تو نیست نمیشه گفت هدفی تو این دنیا نیست
ما بی هدفیم و به راهی که باید بریم نرفتیم دست من و تو هم نیست اگه ناخدا کشتی کج بره تو هر چند با تحصیلات بالا و کارو تلاش دکتر شدی و هدفت رسیدن به صاحل و انجام کار خیر باشه بازم نمیرسی پس مقصر کیست کی بازخواست میشه آیا اون چیکار میتونست کنه که نکرده ؟؟؟؟
آیا سرنوشتش این بوده یا تو بچگی کاری کرده که سرنوشتش تو بزرگی عوض بشه پس حکمت این جهان و منو تو نمیفهمیم بیا زندگی کنیم و با این کسایی که بر ما مسلط شدن خوب رفتار کنیم که سرنوشتمون عوض نشه ما همه به هم وابسته ایم این یادتون باشه خیلی بد اما چاره ای نیست .
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت
11:38 |
اگر مىخواهى تمركز فكرت در اختیارت قرار بگیرد باید روزى یك ساعت تا چهل روز در اطاق كوچكى كه هیچ نوع تزئینات و چیزهائى كه توجّهت را به خود جلب مىكند نداشته باشد، عبادات و دعاها و تلاوت قرآنت و بخصوص اذكار را در آنجا انجام دهى و خود را صد در صد در محضر خدائى كه محیط بر همه چیز است بدانى و به چیزى غیر او فكر نكنى و با دقّت كامل مهار فكرت را در دست بگیرى و نگذارى كوچكترین حواس پرتى عارضت گردد، در این صورت مىتوانى به مقصد برسى و تمركز فكرت را در اختیار بگیرى و این كار را تمرین نمائى. دوّم: استادم فرمود: یكى از چیزهائى كه فكر را متمركز مىكند عشق و علاقه شدید به چیزى یا به فردى از افراد است، عشق تمام فكر انسان را به معشوق متمركز مىكند و حواسش را از چیزهاى دیگر جمع مىنماید، اگر انسان بتواند به كارى كه مىخواهد انجام دهد. علاقه پیدا كند و به آن كار عشق بورزد، كارش را با تمركز فكر و صحیح انجام مىدهد. پس بدون تردید یكى از راههاى در اختیار گرفتن تمركز فكر این است كه انسان عشق و علاقه شدیدى در خود قبل از انجام هر كار نسبت به آن كارى كه مىكند به وجود آورد. توضیح آنكه: انسان نباید كارى را كه به آن علاقه ندارد (بخصوص كارهاى فكرى) انجام دهد، زیرا در این صورت آن كار با حواس پرتى و ناصحیح انجام مىشود. بنابراین من به تو توصیه مىكنم هر كارى را كه مىخواهى انجام دهى اوّل آن را، نتایج آن را، اهمّیّت آن را، نقش آن را در سعادت خود و یا اجتماع بشناس و سپس به آن عشق پیدا كن كه در آن وقت به موفّقیّت كامل خواهى رسید. سوّم: استادم فرمود: یكى دیگر از چیزهائى كه تمركز فكر را در اختیار تو قرار مىدهد توكّل به خدا است، من در اینجا نمىخواهم تو را به مرحله توكّل وارد كنم. زیرا توكّل از مراحل بالائى است كه تو هنوز نمىتوانى به آن دست یابى. ولى در همین مرحله تو باید بدانى كه همه كارها دست خدا است، لذا نباید از آیندهات، از فقرت، از مرضت، از هر نوع چیزى كه از آن نگرانى دارى بترسى و حواست پرت آنها باشد، و الاّ هر مقدار ایمانت به خدا و توكّلت به پروردگار كمتر باشد مسائل زیادى در زندگى حواست را پرت مىكند و نمىتوانى در چیزى كه باید تمركز فكر در آن داشته باشى حواست را جمع كنى. سپس استاد فرمود: مطلبى كه بعضى آن را «سرّ اكبر» یا راز بزرگ مىنامند. این است كه اگر مىخواهید كسى را نصیحت كنید و یا مطلبى در خودتان و یا دیگرى اثر مثبت داشته باشد آن را در بخش دوّم از سه بخش خواب و «خلسه» و بیدارى تلقین نمائید، زیرا در آن زمان تمركز فكرى بیشترى انسان دارد. توضیح آنكه انسان وقتى مىخواهد بخوابد ابتداء بیدار است و سپس به حال «خلسه» مىرود یعنى بین خواب و بیدارى قرار مىگیرد و بعد بخواب عمیق فرو مىرود. آنچه مورد بهره بردارى در تمركز فكر و تلقین باید قرار بگیرد مرحله دوّم (حالت خلسه) در هنگام بخواب رفتن و در هنگام بیدار شدن است، چون اشخاص در این مرحله 7 تا 10 دقیقهاى در حالت خلسه و هیپنوتیزم و تمركز فكر هستند. لذا هر گونه تلقین و اندرز و سخن در او اثر مىكند و اثر بسیار عمیق و ارزندهاى دارد، نهایت باید راز قوانین تلقین را انسان بداند و متوجّه باشد كه تلقین با یك بار در حالت خلسه در خود و یا در طرف اثر نمىكند، بلكه بایستى 20 بار هر تلقینى تكرار شود، مثلاً بیست بار در صبح بگوید: «من شجاع هستم». تا از هیچ چیز نترسد و استقامت پیدا كند. و نیز تلقین در یك روز یا دو روز اثر نمىكند، بلكه بایستى بیست روز تا چهل روز تكرار شود، البته اثرش در اشخاص (به خاطر تفاوت درجه تلقین پذیرى آنها) فرق مىكند و باید دانست كه جملهاى كه باید تلقین گردد نباید هر روز عوض شود، بلكه حتّى در تمام مدّت چهل روز یك مطلب تلقین گردد، و اگر تلقین به وسیله ضبط صوت به عمل آید بهتر است و انسان دیرتر از حالت خلسه بیرون مىآید، و دیگر آنكه تلقین نباید حالت منفى داشته مثلاً حتّى نگوید: كه «من مریض نیستم» بلكه بگوید: «من سالمم» و یا «من ضعیف نیستم» بلكه بگوئید: «من قویم» و جملهاى را كه مىخواهید به خود تلقین كنید یا باید با صداى خود و یا با صداى كسى كه دوستش دارید (مثلاً استادتان) در نوار كاست ضبط كنید و شب، قبل از بخواب رفتن و یا صبح قبل از بیدار شدن ضبط صوت را روشن كنید و آن جملات را بشنوید. و بالأخره جملهاى كه باید به شما تلقین شود اگر با مهربانى و كمال محبّت ادا گردد و بیست مرتبه هر روز در مدّت چهل روز تكرار شود نتیجه مطلوبى خواهید گرفت. «نظرات یك مرتاض»
در هندوستان در شهر پونا وقتى در كنار رودخانه آن شهر ایستاده و منتظر یكى از دوستان بودم، مردى را دیدم كه اعمال خارق العادهاى انجام مىداد او با زبانهاى مختلف كه من جمله عربى و فارسى بود حرف مىزد زیرا اوّل فكر مىكرد من عربم و با عربى حرف زد و بعد كه متوجّه شد من فارسم با من فارسى سخن گفت در علوم غریبه استاد بود هیپنوتیزم و خواب مغناطیسى از كارهاى معمولى او بود در همان مدّتى كه در كنار رودخانه نزد من ایستاده بود چند قلم از هنر نمائیهاى خود را به معرض نمایش گذاشت كه مرا متعجّب كرد، از او پرسیدم: بزرگترین رمز موفّقیّت تو در این همه هنر و دانش چیست؟ او به من گفت: عمده موفّقیّت من و مایه اصلیش مسئلهاى بوده كه استادم در اوایل شروع به ریاضتم به من دستور داد و آن این بود كه چندین ماه مرا وادار به در اختیار گرفتن تمركز فكرم نمود. او به من گفت: كه اگر فكرت را متمركز كنى و حواست را جمع نمائى به آنچه بخواهى مىرسى.
او مىگفت: حواس جمعى در هر كارى لازم است و تمام كارهاى فوقالعاده و بلكه خارق العاده با حواس جمعى باید انجام شود. من در مدّت عمرم به تجربه فهمیدهام كه حتّى تردستیها و چشمبندیها و هیپنوتیزم و كلیّه علوم غریبه و تمام اعمالى كه مرتاضها انجام مىدهند بدون تمركز فكر امكان پذیر نیست. آن هنرمند هندى به من مىگفت: من در جوانى آن قدرى كه براى به دست آوردن تمركز فكر تلاش كرده و زحمت كشیدهام براى هیچ مسئله دیگرى از قبیل این همه هنرهائى كه شما از من مشاهده مىكنید رنج نبردهام. زیرا به هر هنرى كه مىرسیدم مىدیدم مایه اولیّه و زیر بنایش تمركز فكر است. من در شهر بنارس سالها عاشق دخترى بودم و چون به او تمركز فكر پیدا كرده بودم تمام اعمال و حركات او را با آنكه فاصله مكانى زیادى از من داشت مىدیدم و مشاهده مىنمودم و تمام اعمالش را زیر نظر مىگرفتم من الآن اكثر اعمال خارق العاده را با نیروى تمركز فكر انجام مىدهم. بعضى معتقدند كه اگر انسان بتواند به نیروى تمركز فكر به طور كامل و صحیح دست یابد همه كارهاى خارق العاده را مىتواند انجام دهد. زیرا روح انسان داراى نیروى عجیب و بلكه چون منتسب به خدا است و خداى تعالى فرموده: وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحىداراى نیروى بىنهایت است. بر این اساس اگر روح انسان تمام نیروى فكرى خود را روى چیزى بسیج كند و تمركز در خود به وجود آورد قطعا همه كارهاى مهم را مىتواند انجام دهد. شاید شما شنیده باشید كه بعضى از مرتاضها در این مملكت مىتوانند قطار را نگه دارند من خودم مىتوانم آهو را در حال فرار فقط با تمركز فكر و نگاه به او، او را در جاى خود میخكوب كنم و نگذارم فرار كند من خودم مىتوانم مار و حیوانات ضعیفى مانند آن را در اثر قوّه اراده و تمركز بىجان كنم و حتّى او را بخشكانم. واقعا هم این مرتاض هندى مىتوانست این كارها را بكند و همان گونه كه او مدّعى بود من هم معتقدم كه او تمام هنرهاى فوق العاده و عجیب و غریب را با تمركز فكر انجام مىداد
آيا تاكنون
فكر كردهايد شخصيتهاي نامآور دنيا كه همه آنها را ميشناسند و اغلب از ثروتمندترينهاي
جهان هستند كار خود را با چه شغلي آغاز كردند و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسياري از
آنها شغلهايي داشتند كه هيچ ارتباطي با حرفه كنونيشان نداشت و بعضي ديگر به
كارهايي آنچنان ابتدايي ميپرداختند كه برخي از ما انسانهاي گمنام و معمولي،
انجام آن را دون شان خود ميدانيم.
(راد استوارت:) خواننده سرشناس انگليسي
در هايگيت در شمال لندن به دنيا آمد و پدر و مادرش روزنامهفروشي داشتند. راد
استوارت مدتي با باشگاههاي (سلتيك) و (برنت فورد) كار ميكرد بعد (گوركن) شد. در
اوايل دهه شصت با (ويز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسيقي روي آورد و يك
خواننده خياباني شد. او دور اروپا سفر ميكرد و آواز ميخواند و پول جمع ميكرد.
جالب است بدانيد كه يك بار به جرم ولگردي از اسپانيا اخراج شد.
(مايكل
دل:) موسس و
رييس شركت سهامي كامپيوتري DELL در يك رستوران
چيني ظرفشور بود و ساعتي 2/5 دلار دستمزد ميگرفت. او از اين تجربهاش به نيكي ياد
ميكند و ميگويد: (بهترين بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمي
زودتر به رستوران ميرفتم ميتوانستم نهايت استفاده را از او بكنم. او به كارش
افتخار ميكرد و به هر كسي كه از در رستورانش وارد ميشد اهميت ميداد.
شون
(ديدي) كومبز:
هنرپيشه و خواننده آمريكايي (روزنامه پخشكن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت
و شايد هرگز فكر نميكرد اين شغل آغازي براي رسيدن به وضعيت كنوني اوست. او از
همان ابتدا بلند پرواز بود.
(پول
پوت:)
كامبوجي قبل از اينكه يك خيانتكار جنگي معروف و جهاني شود، (سالوت سار) نام
داشت. او در جواني در رشته نجاري و مهندسي راديو تحصيل ميكرد و بالاخره يك
(معلم) شد و در يك مدرسه خصوصي در (پنوم پنه) تدريس ميكرد ولي به خاطر گرايش به
كمونيسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پولپوت) تغيير داد و عضو فدايي حزب
كمونيسم كامبوج شد. سالها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال
حكمراني بيش از يك ميليون كامبوجي را كشت.
(اوپرا
وينفري:)
مجري سرشناس آمريكايي در (ميسيسيپي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان
بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي ميكرد. او از سه سالگي خواندن و
نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او ميتوانست آيات انجيل
را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و
برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت،
مطلبي را براي تهيهكنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به
عنوان (خبرنگار) استخدام شد.
(تري
هچر:)
هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همينخاطر
مبتلا به مشكلات روحي شد. وقتي كمي بزرگتر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت
ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويقكننده) تيم راگبي (سان
فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول ميگرفت.
(آدولف
هيتلر:) در
كودكي به مدرسه كليسا ميرفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ
پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو
بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شبها را
در پانسيون ميگذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) ميكرد و كارت پستال ميكشيد.
اگر جنگ جهاني اول شروع نميشد شايد او يك نقاش شكستخورده ميشد.
ولي پس از
شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او
آنقدر از جنگ لذت ميبرد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.
(سيلوستر
استالونه:)
هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسيهايش
ميگفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان
برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.
(دن براون)
نويسنده رمان معروف (رمز داوينچي) كه قبل از ساخته شدن، فيلم آن به زبانهاي مختلف
ترجمه شده بود، در يك دبيرستان به (تدريس) مشغول بود.
(جنيفر
لوپز:)
مدتها قبل از آنكه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس
سادهاي بر تن ميكرد و به دادگستري ميرفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك
(مشاور قضايي) بود.
(بنيتو
موسوليني:)
ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار ميكرد و داستان دنبالهدار مينوشت.
يكي از داستانهاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال
قرن هفدهمي و معشوقهاش را بيان ميكرد.
(فيدل
كاسترو:)
شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيمهاي مهم
ليگ آمريكا بازي ميكرد ولي اين گفته اشتباهاست. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در
دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار ميكرد. او در سال 1946 در
مسابقات بيسبال دانشگاههاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم
بد انجام ميداد. نكته اينجاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي
كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.
(بيل
گيتس:) در
عمارت كنگره واشنگتن (پادو) بود.
(ويليام
واتكينز:)
رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني
كار ميكرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه از كنترل خارج ميشدند باشد.
(بيل
موري:) كمدين
آمريكايي بيرون يك بقالي ميايستاد و شاه بلوط ميفروخت. او مدتي نيز پيتزافروشي
كرده است.
(راش
ليمبو:)
مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس ميزد.
(رابين
ويليامز:)
هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا ميكرد.
(تامي
هيل فايگو:)
از طراحان بنام و معروف لباس كه لباسهاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس
هاليوود ديده ميشود، زماني كه هيچ فروشندهاي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را
در مغازهاش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را ميفروخت.
(جري
سينفلد:)
كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ ميفروخت.
(دمي
مور:) كه
سالهاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك
مغازه ظروف كرايه كار ميكرد.
(جنيفر انيستون:) پيشخدمت رستوران بود.
(براد
پيت) شوهر
سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل ميكرد.
(گارت
بروكس:) چند
ماه قبل از اينكه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمهفروشي
بود.
(جك
نيكلسون:)
بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار ميكرد.
(استفان
كينگ:)
نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانشآموزان را تميز ميكرد
داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.
(هريسون
فورد:)
نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به
چوب و نجاري روي ميآورد.
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت
19:45 |
بسمه تعالی
با سلام به دوستایی که شاید به امید آپ من هر چند
وقت به اینجا سر میزنن
امید وارم که خوب باشن
نمیدونم چه جوری بعضی ها هر روز آپ میککن شایید
بازدیدکنندهاشون اونارو اجبار میکنن یا شایی سیستم کلیکی شون اونارو وادار میکنه
نمیدونم ؟هر کس واسه خودش یه برنامه هایی خلاصه داره که برای اونا وقت میزاره و
زندگی میکنه اما من از همه این سوسول بازی ها خسته شدم خسته خسته شاید بیام آف و
ایمیلم چک کنم یه سری به تبیان بزنم و برم حال خوندن اس ام اس هام هم ندارم
نمیدونم چرا ؟شما میدونی ؟
وقتی صدای جیر جیر اسپیکرم میاد میگم باز کیه
؟؟؟؟؟؟!!!!
میشینم پشت سیستم حسرت بعضی ها بعضی چیزا بعضی کسا
رو میخوریم و هستیم این اسمش آپ آخر چون دیگه هال ندارم بابا به این جوان ها نیگا
کنید هر کدوم 20 یا 25 سالشون یا الاف یا الاف درس یا الاف کارای مسخره آخه زندگی
همین همینه ؟؟؟؟ 20 سال ...
بعضی ها الافیشونو با نگاه به این فیلمهای مسخره
تلوزیون میگزرونن منم حرص میخورم بابا این آلم همین نیست همین شهر نیست همین کشور
نیست آخه باید به کی گفت
بیبین خدایی هممون گیریم
یکی گیر زن یکی کار یکی بچه یکی بابا ماما یکی درس
هرکسی به نحوی همیشه فکر میکردم این جهان گردها چه جوری زندگی میکنن ؟؟
امیدوارم هر کسی هر جوری که دوست داره زندگی کنه
میدونم شاید تا چند سال دیگه کسی این چیزارو نخونه
خوب معلومه هر کی مییاد اینترنت یا دنبال جک یا خبر یا عکس یا نرم افزار دینه این
چیزا هم تو زندگی وقت میخواد .
فقط چشاتونو باز کنین دقیق به اطرافتون نگاه کنید
خیلی چیزا میبینید که میگه ...
اینم عید و عیدی هاش اینم تموم شد رفت 88 هم تموم
میشه . باید چه کرد ؟ هدف چیست ؟
شكست عدم پيروزي نيست بلكه شكست
پيروزي آدم را به تأخير مي اندازد.
هر كه همتش كوچك باشد، فضيلتش از بين
برود.
هر گاه جنايتها آشكار شود، بركت ها از
ميان برود.
ثمره حسادت، بدبختي در دنيا و آخرت
است.
تو اگر نيكي كني خود را گرامي داشته
اي و به خودت نيكي كرده اي، اگر بدي كني خودت را خوار كرده اي و به خودت زيان
رسانده اي.
گنجايش هر ظرفي با آنچه در آن نهند،
تنگ مي شود جز ظرف دانش كه (هر چه در آن نهند) گسترش مي يابد.
بدهكاري زياد، راستگو را دروغگو مي
كند و خوش قول را بد قول مي كند.
هر كه اطمينان داشته باشد كه آنچه خدا
برايش مقدر كرده است به او مي رسد، دلش آرام گيرد.
زهد و بي اعتنايي به دنيا، بزرگترين
آسايش است.
چه بسيارند عبرتها و چه اندك اند عبرت
گرفتن ها!
در انتظار فرج باشيد و از رحمت خدا
نوميد نشويد.
انصاف، برترين خصلت هاست.
هر كه خوراكش كم باشد، انديشه اش زلال
گردد.
شنونده غيبت، مانند غيبت كننده
است.
هر كس پاك دامني و قناعت ارمغان او
شد، سرافرازي با او هم پيمان گشت.
برترين بخشندگي بخشش در تنگدستي
است.
محبوب ترين مؤمن نزد خداوند كسي است
كه مؤمن فقيري را در تنگدستي دنيا و گذران زندگي ياري رساند.
خوشا به حال آنكه به بندگان خدا نيكي
كند و براي آخرت خود زاد و توشه برگيرد.
از گردش روزگار، گوهر مردان آشكار مي
شود.
از طمع كاري است كه مردان گردن به ذلت
و خواري نهند.
قناعت پيشه كردن، از عزت نفس
است.
احمق ترين خلق كسي است كه خود را
عاقلترين خلق بداند.
آفت وقار و هيبت مرد، شوخي
است.
اگر چشم دل بينا نباشد،
شنوائي گوش سودي ندهد.
با نيكان بدي مكن، چه آنان را از نيكي
باز مي داري.
بالاترين بخشش آن است كه پيش از خواري
خواستن باشد.
با پدران خود نيكي رفتار كنيد، تا
پسرانتان به شما نيكي كنند.
انسان در زير زبان خويش پنهان
است.
انسان را پس از مرگ خانه اي نيست، مگر
خانه اي كه قبل از مرگ بنا كرده است.
بد ترين رفيق كسي است كه تو را به
معصيت خدا تشويق كند.
ترسو را توفيق و كاميابي محال
است.
پوزش طلبيدن نشان خردمندي است.
به هر چيز در دنيا بيشتر انس داري،
زيادتر از آن بترس.
بلاي آدمي در زبان اوست.
كسي كه در كار كوتاهي كند به غم و
اندوه دچار مي شود.
كسي كه خودخواهي و اسراف پيشه كند، از
برتري و بزرگواري مي افتد.
بزرگوار كسي است كه در كيفر بدي نيكي
كند.
مؤمن را شادي در جبين است و اندوه در
دل.
ناداني دردناك ترين دردهاست.
هنگامي كه هوس ها بر عقل چيره شوند،
انسان به پرتگاه ها كشيده مي شود.
هيچ مالي پر فايده تر از عقل
نيست.
دانائي ميراثي است شريف و
گرامي.
هر كه مرا حرفي بياموزد، مرا بنده خود
گردانيده است.
هر كس ميدرود آنچه را ميكارد و جزا مي
بيند آنچه را عمل مي كند.
خوبي سخن در كم گفتن است.
دانشي كه تو را اصلاح نكند، گمراهي
است.
هر كس از خدا بترسد، ترسش از مردم
كمتر مي شود.
سه كار شرم برنمي دارد: خدمت به
مهمان، برخاستن از جا در برابر معلم و گرفتن حق خود.
دين مرد خرد اوست، كسي كه عقل ندارد،
دين ندارد.
رشكبر هميشه بيمار است.
درباره آنچه از آن شناختي نداري، سخن
مگوي.
سينه عاقل، صندوق اسرارش مي
باشد.
يا دانشمندي زبان دار و گويا باش و يا
شنونده اي علم نگهدار، مبادا جز اين دو، شخص سومي باشي.
علم با عمل مقرون است پس هر كه مي
داند، بايد عمل كند، و علم عمل را صدا زند اگر او پاسخش را نداد از نزد او
برود.
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت
10:25 |
><(((> ><(((> ><(((> من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم. سال نو مبارک ===================================================== ساقيا آمدن عيد مبارک بادت وان مواعيد که دادي مرواد از يادت سال نو و نوروز باستاني مبارک ===================================================== سايه حق سلام عشق سعادت روح سلامت تن سرمستي بهار سکوت دعا سرور جاودانه اين است هفت سين آريايي نوروز مبارک ===================================================== يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد تنها دل ساده ايست دارايي ما آن هم شب عيد تقديم تو باد ===================================================== مثل ماهي زنده مثل سبزه زيبا مثل سمنو شيرين مثل سنبل خوشبو مثل سيب خوش رنگ و مثل سکه با ارزش باشيد سال نو مبارک ===================================================== دنيا را برايتان شاد شاد و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم هر روزتان نوروز ===================================================== سلامتي سعادت سيادت سرور سروري سبزي سرزندگي هفت سين سفره زندگيتان باشد. نوروز 88 مبارک ===================================================== با آرزوي 12 ماه شادي، 52 هفته پيروزي، 365 روز سلامتي، 8760 ساعت عشق، 525600 دقيقه برکت، 3153000 ثانيه دوستي. سال نو مبارک باد ===================================================== سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام ********سال نو مبارك******** ===================================================== ><(((> ><(((> ><(((> من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم. سال نو مبارک ===================================================== بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است آغاز بهار بر شما مبارک ===================================================== چند روز ديگه بهار مياد و همهچيز رو تازه ميكنه، سال رو، ماه رو، روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به همه اون تازگي ميارزه، «دوستيمون»! ===================================================== عاقبت زمستان رفت و رو سياهيش براي ما موند .. … …. …. امضا حاجي فيروز ===================================================== سايه حق سلام عشق سعادت روح سلامت تن سرمستي بهار سکوت دعا سرور جاودانه اين است هفت سين آريايي نوروز مبارک ===================================================== بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم ===================================================== سلامتي سعادت سيادت سرور سروري سبزي سرزندگي هفت سين سفره زندگيتان باشد. نوروز مبارک ===================================================== نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!! ===================================================== امروز 2 نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بيان پيشت منم دادم. سال ديگه مي يان سراغت يکيشون خوشبختي بود اون يکي هم موفقيت ===================================================== يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد تنها دل ساده ايست دارايي ما آن هم شب عيد تقديم تو باد ===================================================== سلام، ببخشيد اين موقع شب بيدارت كردم. . . خواستم يادآوري كنم: سال نو شده. . . . كمكم بايد از خواب زمستوني بيدار بشي ===================================================== ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک با تبريک سال نو ===================================================== يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد تنها دل ساده ايست دارايي ما آن هم شب عيد تقديم تو باد ===================================================== مثل ماهي زنده مثل سبزه زيبا مثل سمنو شيرين مثل سنبل خوشبو مثل سيب خوش رنگ و مثل سکه با ارزش باشيد سال نو مبارک ===================================================== سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام ******** سال نو مبارك ******** ===================================================== دنيا را برايتان شاد شاد و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم هر روزتان نوروز
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت
11:53 |
دوست دارم داد بزنم که از تنهاییم لذت میبرم
برای خواندن شعر های توی دلم در درونم فرداد میزنم
همه رو به اندازه یه دنیا دوست دارم و نمیخوام هیچ کدومشون بدونن
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت
0:9 |
هر گاه صحبت از نماز میشود، میگوییم
نماز را بخوانیم. در حالیکه هیچ جای قرآن کریم آیهای پیدا نمیشود که گفته باشد
"اقرا بالصلوة"، بلکه گفته میشود "اقیموا الصلوة" یعنی «مقیم
نماز» شوید. نماز یک حلقه از حلقههای آگاهی الهی میباشد، که حلقه الصلوة جامعترین
حلقه آگاهیها است که برای تمامی انسانها عمومی میباشد.
همچنان نیز که ابراهیم به پروردگار فرمود:
رَبِّ اجعَلنی
مُقِیمَ الصَّلَوةَ وَ مِن ذُرّیتی... پروردگارا ! من و
ذرّیه من را مقیم نماز گردان...
ابراهیم - 40
مقیم نماز شدن یعنی در آن اقامت گزیدن یا
قرار گرفتن. زیرا نماز یا صلوة دارای باطن میباشد و باطن آن، آگاهی و حلقههای
الهی بوده و تنها به حرکات مکانیکی و قرائت کردن چند آیه پشت سر هم نمیباشد.
هر کدام از اجزای نماز دارای آگاهیهای
خاص خود میباشد. رکوع، سجود، قنوت، شهادت، سلام، و آیههای قرآنی که هرکدام نیز
دارای بطن خود میباشد.
لَهُ مَا فِی السّمَوَتِ وَ الاَرض کُلُّ لَهُ قَنِتُونَ هر چه در آسمان و
زمین است متعلق به اوست و همه آنها قنوت او را میگویند
بقره - 116
در ابتدای نماز ما ایستاده و اعلام اقامت میکنیم و سپس سوره حمد (که
هر کدام از اجزای آن معجزات الهی است) را بدون توجه و طوطیوار قرائت میکنیم و در
تمامی طول زندگی به پیمان "ایاک نعبد و ایاک نستعین" که با خداوند میبندیم،
جامه عمل نمیپوشانیم و تنها خدایی که خدای قرار نمیدهیم، خدای واحد است؛ و آن
خدا در میان خداهایی که ما برای خود قرار میدهیم، گمگشتهترین خداست.
اما او در مقابل این رفتار، با ما چه میکند......
اینکه هر روز میگوییم "برویم
نمازمان را بخوانیم"، "نمازمان را خواندیم راحت شدیم" و... تنها
نماز را از روی رفع تکلیف و ترس از جهنم میخوانیم و پی به ماهیت درونی آن (که
سرشار از عشق و رحمت است،) نمیبریم.
چه چیز را بخوانیم؟ خواندن مرتبهای از
روحانیت است که هر انسانی به آن نمیرسد، مگر اینکه ابتدا مقیم شود و به درجهای
از روحانیت برسد که بتواند بخواند. در آن هنگام پروردگار یکتا به ما میفرماید:
اقرَأ
اقرَأ باسم رَبّکَ الّذِی خَلَقَ بخوان به اسم
پروردگارت که خلق کرد
علق - 1
______________________________________________
نکته: میدانیم که خداوند یکی است، پس چرا گفته:
"اقرا باسم ربــک..."؟ یعنی بخوان به اسم
"رب" خودت. در اینجا پسوند "ک" آمده یعنی پروردگار هر کس را
مخصوص خودش قرار داده. در حالیکه گفته "قل هو الله احد - بگو خداوند واحد
است".
باید بگوییم که هر کس دارای کد مخصوصی میباشد
و پروردگار خود را آنگونه که خودش درک نموده میپرستد؛ و درک هر کس از خداوند
مانند اثر انگشت مخصوص خودش میباشد. حال چگونه بدانیم که اسم "رب"
مخصوص ما چیست؟!...
"الله"، جامعترین اسم
"رب" است و دربرگیرنده اسم "رب" تمامی عالم هستی است و مرجع و
مبدأ کُل میباشد، که با ذکر آن و رسیدن به ماهیت درونی آن به اسم "رب"
تمامی جهان هستی رسیده و به مبدأ کل متصل میشویم.
الحمد الله رب العالمین ستایش
"الله" را که "رب" همه عالم است
الفا تحة – 2
الله رب العالمین "الله"
"رب" همه عالم است
القصص – 30
در این آیه (علق-1)، اشاره به وحدانیت نیز
خداوند شده است و فرموده (بخوان به اسم "ربّت"، که خلق کرد). تنها
"ربّی" که قادر به خلق است "الله واحد" است. پس نتیجه میگیریم،
با اینکه "رب" هر کس مخصوص خودش است، اما مقصود همه یکی است و هر کس با
زبان خود، اشاره به خدای واحد (که قادر به خلق کردن است،) میکند.
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه...
________________________________________
حال چه چیز را بخوانیم:
وقتی انسان به درجه خواندن میرسد، لوح
قضای الهی (که تمامی اسرار خلقت در آن نهفته میباشد) را در برابر ما قرار داده و
به ما فرمان خواندن میدهند. و این والاترین مرتبه کمال، و در نهایت بی قبلهگی میباشد.
وَ لله المَشرقُ وَ المَغربُ فَأینَمَا تُوَالَّوا فَثَمُّ وَجهُ
اللهُ إن اللهَ وسِعٌ عَلِیمُ مشرق و مغرب هر دو
متلق به خداوند است پس به هر جا رو کنید آنجا
وجه خداست و خداوند به همه جا، عالِم است
بقره - 115
یکی از مهمترین اصلها برای رسیدن به مرحله مقیم نماز شدن، زکات است.
چنانکه فرمود:
در هر قسمت از قرآن کریم که به نماز اشاره
شده، پس از آن عطای زکات توصیه شده. در واقع خداوند قصد دارد با پرداخت زکات
وابستگیهای ما را به دنیای مادی از بین ببرد و این نباشد که فقط بخواهیم؛ بلکه
باید در جایی پس دهی نیز داشته باشیم. پس نتیجه میگیریم که یکی دیگر از
اعمالی که ما را به درجه مقیم نماز شدن میرساند، عدم وابستگی به دنیای مادی میباشد.
بَلَی مَن أسلَمَ وَجهَهُ للهِ وَ هُوَ مُحسِنُ فَلَهُ أجرَهُ
عِندَ رَبّهِ وَ لاخُوفَ عَلَیهم وَ لا هُم یحزُنُونَ بلی، کسی که از هر
جهت تسلیم خداوند شد و از احسانگران گشت، پس
اجرش نزد خداوند بوده و هیچ ترس و حُزنی نخواهد داشت
بقره – 112
از دیگر اعمالی که ما را به مقام مقیم
نمار شدن و دائمالنمازی میرساند، ارتباط با هستی است؛ زیرا تنها کتاب آیات مبین
(نشانههای روشن) خداوند، هستی میباشد...
تِلکَ ءَایتُ الکِتَبِ الحَکیم این است نشانههای
کتاب حکیم
یونس - 1
تِلکَ ءَایتُ الکِتَبِ المُبین این است نشانههای
کتاب روشن
یوسف – 1
اما در جای دیگر فرموده:
ذَالِکَ الکِتابُ... آن کتاب...
بقره – 1
خداوند آسمان و زمین و کل هستی را برای هدفی خاص (که آن هدف رسیدن به کمال و درک
هستی که در واقع اتصال با او است)، خلق نمود...
خلَقَ السَّمَوَتِ وَ الاَرض بالحَقّ تعَلی... خلق کرد آسمانها
و زمین را برای غرضی بزرگ...
النحل - 3
همه چیز جلوه روی خداوند است. پس هستی نیز، خداوند است که در ظاهر تجلی نموده:
هُوَ الاَوَّلُ وَ الاخِرُ وَ الظاهرُ وَ الباطِن... او است اول و آخر
و ظاهر و باطن...
الحدید – 3
ظاهر چیزی است که ما میتوانیم با چشم
جسمانی خود ببینیم و خداوند در این آیه اشاره نموده که ظاهر نیز او میباشد. پس هر
چیزی که در ظاهر تجلی پیدا کرده، در واقع جلوه روی خداوند است...
أینَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ الله به هر جا رو کنید
آنجا جلوه خداوند است
بقره – 115
و در واقع در صورت اهانت به هستی، به خداوند اهانت نمودهایم.
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بـه دریــا
بـنـگــرم، دریــا تـو بـیـنـم
بـه صـحـرا بنگـرم، صحرا
تو بینم
بـه هر جا بنـگرم کوه و در و دشت
نشـان از قامـت رعنـا،
تـو بـیـنم
همه ما از ابتدای زندگی میخواهیم خداوند
را ببینیم، اما غافل از اینکه روی او در برابر ما است و ما او را نمیبینیم...
باید بدانیم که در هستی هیچ نقصی وجود
ندارد، و با ارتباط با آن میتوانیم به ماهیت درونی آن و اتصال با هستی و وجه
خداوند برسیم...
الحَمدُ اللهِ الَّذِی أنزَلَ عَلَی عَبدِهِ الِکتَبَ وَ لَم یجعَل
لّهُ عِوَجَا حمد و سپاس مخصوص
خداوند است که نازل کرد بر بنده خود
این کتاب را و در آن هیچ نقص و عوجی ننهاد
الکهف – 1
قرآن نیز کتابی است که میخواهد انسان به
صلح و ارتباط با هستی برساند و کتاب آسمانی است که تمام اسرار و رموز هستی در آن
نهفته شده.
وَ لقد ضَربنا للنّاس فِی هَذا القرءان مِن کُلِّ مَثل لَعَلَکُم
یتذکَرُون و ما در قرآن برای
هدایت انسان هر گونه مثال روشن آوردیم که خلق متذکر (حقایق) آن شوند
الزمر - 27
هر کس که با هستی مرتبط شود و به اتصال با
آن برسد، تمامی اسرار خلقت و آیات مبین را در خواهد یافت، و هر کس که با آن تضاد
داشته باشد به گمراهی و ضلالت خواهد رسید...
الله نَزّلَ أحسَنَ الحَدیثِ کِتبَا مُتَشبهَا... ذالِکَ هُدَی
اللهِ یهدی
بهِ مَن یشآءُ وَ مَن یضلِل الله فمَا لَهُ مِن هَادٍ خداوند نازل کرد
احسنترین حدیثش را در کتابی که گفتههای آن با یکدیگر مشابه است...
این همان هدایت خدا است که هر که را خواهد، به آن رهبری فرماید و هر که را خدا
گمراه کند، دیگر هیچ هدایت کنندهای نخواهد یافت
الزمر - 23
همه ما از یک تن آفریده شدهایم و هستی نیز
جزئی از تن ما محسوب میشود، پس با آسیب زدن به آن و اِعمال تباهی و اسراف در آن،
در واقع خودمان را تباه کردهایم...
یأیهَا النّاسُ اتّقُوا رَبّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفس
وَحِدَةِ... ای مردم بنرسید از
پروردگار خود آن خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید...
النساء – 1
مَّا خَلَقَکُم وَ لا بَعثَکُم إلاّ کَنَفس وَحِدَةٍ... خلقت و بعثت همه
شما جز مثل یک تن واحد نیست
لقمان – 28
در حقیقت منظور خداوند از ترس از
پروردگار، ترس از تباه کردن هستی یعنی تن واحده خودمان میباشد؛ و دیگر اینکه ترس
با وحشت تفاوت دارد. ترس به ما آگاهی میدهد که عمل خلافی را انجام ندهیم و ما را
از عاقبت آن عمل آگاه میکند، اما وحشت در ما حالتی ناراحت کننده را ایجاد میکند
که به اشتباه به آن ترس میگوییم.
« ترس یک آگاهی است، برای جلوگیری از ایجاد وحشت »
و اما از دیگر اعمال مقیم نماز شدن و
مهمترین آن، رسیدن به مقام صالح است. مقام صالح مقامی است که فرد به صلح رسیده
باشد. صلح با خود، صلح با خدا، صلح با هستی و صلح با دیگران. و عمل صالح، عملی است
که فرد را به مقام صالح میرساند...
وَ بَشّر الّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ... و بشارت ده به
کسانیکه مومن شدند و عمل صالح انجام دادند...
بقره - 25
...وَ یبَشُر المُؤمِنینَ الِذینَ یعمَلُونَ الصّلِحتِ أنَّ لَهُم
أجراً حَسَنَا و بشارت ده مؤمنین
و کسانیکه صالح شدند به اجر حسنه
الکهف – 2
حال چگونه میتوان نماز خواند،...
کسی که از صبح تا شام به هستی، به انسانها
و وجه خداوند اهانت و ظلم میکند، چگونه میتواند انتظار رسیدن به آگاهیهای الهی
و کمال را داشته باشد؟!..
بعد از این همه بار گناه به دوش کشیدن، رو
به محراب میایستد و از "الله اکبر"ی دم میزند...
این چه نمازی است که من روبه محراب و دل به بازارم؟!...
رسیدن به الوهیت در دو چیز بیش نیست...
عشق ورزی به
خالق
مهر ورزی به مخلوق
والسلام
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت
11:0 |
آن سوی ناکامیها خداوند حضور دارد،
آنجاست که داشتنش جبران همه نداشته هاست.
***********************************
اگر خدا را به ظاهر هم ندارید در دل داشته باشید
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت
9:2 |
سلام سلام
به دوستانی که کمتر میتونم بهشون سر بزنم ندیدمشون چیزی ازشون
نشنیدم و ...
امید وارم همیشه خوب و سرحال و موفق باشن و به زندگی امید داشته باشن
دوستایی که دیگه توی خزون صدای پاشون روی برگ دلم نمیشنوم
دوستایی که تو زمستون رد پاشون سرماشون روی برف دلم نیست
دوستایی که خوب بودن بد شدن
دوستایی که در ظاهر دوست بودن و خسته شدن
دوستای واقعی من که دیگه هیشکیشونو ندارم
اما من به یاد همتون هستم
دشمنای خوبی که دیگه نمیبینمشون
هر وقت به کسی احتیاج داشتید کافی با دقت به اون فکر کنید همین میتونید امتحان کنید
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت
8:54 |
یادمان باشد نگذاریم نگاهمان آبروی کسی را بریزد !!
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت
23:12 |
وقتی بغلم میکردی بوی پاک و خدایی میدادم نمیدونستم ترس چیه بی دلیل با یه اخم شاید گریه میکردم با یه لبخند میخندیدم کم کم همه چیزو فهمیدم که با خنده هر کسی نخندم با اخم هیشکی گریه نکنم انگار دارم روز به روز بزرگتر میشم کاش میشد خیلی کارای بچه گی رو دوباره کرد کاش میشد...
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در چهارشنبه هشتم آبان 1387 و ساعت
11:49 |
قیمت طلا و سکه در کناره های وبلاگ
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت
1:50 |
دوستان من عنوان های حرف دل از نوشته های خودمه
حرف دل
سلا م شاید امروز و دیروزها برای من بد بودند، صدای فریاد سکوتم را شاید برای شنیدن تنها یک نفر جیغ
میزدم اما او می شنود؟، شاید در کنار همه باشید اما از تنهایی رنج میبرید اما او هست، به او بگویید.
پس چرا ما را راهنمایی نمیکند خدایا شاید کتاب راهنمای تو برای فهم اندک من بزرگ باشد خدایا چگونه بگویم
من میخواهم ساده و آرام، صدایت را در درونم بشنوم ،
کمی اندکتر در زیر پوست خود به آرامشی رسیدم
کمی مکث کردم و بله اوست.
چرا به دنبال تو در آسمانها میگشتیم و هر وقت خسته از راه ماندیم به آسمان
نگاه میکردیم بیایید با هم به او فکر کنیم
حرف دل:
اندکی فکر کن و از کوچه گذر کن
کوچه ام تاریک است
نه به تاریکی آن مرغ سیاه
کمی شفاف تر از رنگ دلم.
در و دیوار دلم اندکی از نور خدا دیده است
به درستی که از این راه به آنها نرسیم.
بفشارید پای به این دل که شاید برود غصه از آن
اما این غصه به تنهایی من مینگرد؟
دو سه شاخی گل ازین دل برچین
بر چین از این دل من سایه آن تیرگی ابر خزان
بنگراین اشک دلم، نه به آن خنده غم زیر لبم
بله آن من بودم.
حرف دل :
من دو سه روزی لب این کوچه نشستم مردم
همه مردم از سر صبح تا به سحر میدویدند به دنبال چراغی کور سو
من ندیدم به خدا رهگذری از ره او
همگی در سر ایام تهی
کوله ای از پوچ، نهادند به پشت
همه دیده به زمین، ذهن تهی از همه اسرار نهان
به امید ره با پایانی
اما نیست رهی از دم دل، تا چند قدمی آن طرف نزدیکتر
بنشین مدتی اندک تر از آفتاب
به کنار من و از دل بنگر
که به جز ره خالق هستی
تو نبینی تو نبینی تو نبینی
آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند دست خطي کـه تـو را عاشـق کرد شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند صبحِ فردا به شبت نيست که نيست تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند راستـي آنچـه بـه يــادت داديم پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان به خــدا آخــر دنيـاست، بخند
+ نوشته شده توسط حامد اسماعیلی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت
11:34 |
درباره وبلاگ
سلام : بیا باهم سالم ساکت خوب مهربون باشیم اما میدونیم که هیچ کدوم مال هم نیستیم... شاید، اما دو روز ! صادقانه حتی لحظه ای بخندیم بدونید اگه دین هم نداشته باشیم اما وجدان داریم... نه ؟ بودن یا نبودن مهم نیست مهم این است که اگر لحظهای هم زنده بودیم صادق و با اخلاص باشیم . بخندید دنیا گذراست همه چی حل میشه پس غصه نخوریم :-) ایمیل: hasa27@gmail.com SEND SMS :09192738348